
در دل با دل
چرا دنیا پر از حاثه های وارنه است
عاشق کسی می شی که عاشقی نمی دونه
من به دنبال تو و تو به دنبال کسه دیگه
هیچ کدوم از ما دوتا به اون یکی راس نمی گه
من واسه چشمای نازنین تو یه دیونه ام
من دوست دارم من دوست دارم ولی علتشو نمی دونم
حالا که می خوایی بری حالا که می خوایی بری بزار نگاهت بکنم
چون یه بار دیگه می خوام این دلو ساکت بکنم
یه چیزی فقط بزار یه چیزی فقط بزار روز تولدت هدیمو بیارم بدم دست خودت
آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن
کاشکی فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن
عاشق کسی میشن که عاشقاش فراونه
بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه
نمی خوام خودمو قاطی شاعرا کنم ولی
اونی رو که دوست داری تو رو دوست نداره
یا این که داره ولی به روش نمی یاره
